مراقب شادی توام همچنان که تو پاسبان شادی منی ، در آرامش نخواهم بود اگر در آرامش نباشی .
من همه نیلوفران را فرش راهت میکنم / من جهانی را فدای یک نگاهت میکنم .
هر روز ز رخسار تو گل می چینم / یک روز نبینم رخ تو می میرم / در حسرت روی تو تمام شبها / من خواب رخ ناز تو را می بینم .
در گلستان وجودم تو بدان شمع منی / نازنینم این را بدان همیشه در قلب منی .
اگه عاشقی همش کار دله ، پس چرا من همه اش فکرم ، ذهنم ، هوشم ، حواسم ، پیش توست ؟
چشم لیلا زده ات سوسن شبهای من است / بوسه از باغ لبت خواهش لبهای من است .
قوانین علم را به هم زده ای ، نبودنت وزن دارد ! تهی اما سنگین !
حافظه ام همه چیز و همه کس را فراموش می کند ، خسته شدم بس که سابیدمش و تو هر بار نمایان تر شدی !
تمام روز و شب با بیقراری / به شوق روی تو بیدار هستم / اگرچه بی غرورم زنده اما / به شوق لحظه ی دیدار هستم .
هرچند که دور از عشق بازی هستیم / اما به رضای عشق راضی هستیم / بر فرض که این مسئله هم حل بشود / ثابت شده ما دو خط موازی هستیم .
