پی نجوای رفتن نباش ، در غیبت لبخند تو گم می شوم !
چشمانم خسته است و نبض ذهنم افتاده ، کاش نگاهت یک قدم نزدیک تر بود !
با آمدنت بهانه پیدا شده است / خورشید میان خانه پیدا شده است / ما نیم نظر چشم به هم دوخته ایم / یک لحظه ی شاعرانه پیدا شده است .
امواج نگاهت اعتیاد آور بود / زیبایی تو فراتر از باور بود / در قاب نگاه چشم من لبخندت / لبخند ژوکوند ، بلکه زیباتر بود .
سلام ای عصاره ی خلقت که از فراز نیزه به زمین تشنه ی محبت چکیدی و تاریخ را سیراب عشق کردی .
گر تو گرفتارم کنی ، من با گرفتاری خوشم / داروی دردم گر تویی ، در اوج بیماری خوشم .
زمانی کوه بودم ! حالا دیگر آدم شده ام ، می رسیم به هم ؟
دل داده ام بر باد ، هرچه بادا باد / مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد / ای عشق از آتش نسب داری / تنها تو میمانی ، ما میرویم از یاد .
در دیده ی تو رمز نهانی پیداست / در جام نگاه تو جهانی پیداست / کس ره نبرد درون آن قلعه ی راز / کز بام و برش تیر و کمانی پیداست .
تا کی به تمنای وصال تو یگانه / نذری بپزم ، پخش کنم ، خانه به خانه ؟
