اس ام اس عاشقانه ، جملات عاشقانه ، سری ۵۱

 

از کلام دلنشینت مست و شیدا می شوم / با نگاه نازنینت در تو پیدا می شوم / هر شب و روز جلوه گر در سجده گاهم می شوی / در حریم ساحل عشق ، موج دریا می شوم .
 

 

به جان ثانیه هایی که در فراق چشمانت می گذرند ، دل کوچکم تنگ نگاه توست .
 

 

شکفتن هیچ گلی به زیبایی لبخند تو نیست ، پس بخند تا گلها از شرم در غنچه بمانند .
 

 

فارغ از هرگونه آز و ناز میخواهم تو را / گر نباشم در جهان هم باز میخواهم تو را .
 

 

میشه تنهایی بازی کرد ، میشه تنهایی خندید ، میشه تنهایی سفر کرد ، ولی خیلی سخته تنهایی ، تنهایی را تحمل کرد !
 

 

نبوده ، نیست ، نخواهد بود ! عزیزتر از تو کسی برای من .
 

 

نمیدانم ! دل من نازک است یا چشمان تو تیز ، هرچه نگاه به تو میدوزم بند دلم پاره میشه !
 

 

دیوارها هم عاشق می شوند ، یادگاری ننویسید اگر قصد برگشتن ندارید .
 

 

گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر / آن مهر بر که افکنم ؟ آن دل کجا برم ؟

 
تو را چون لحظه های آفتابی دوست میدارم ، مبادا شعله هایم را به دست باد بسپاری .

اس ام اس عاشقانه ، جملات عاشقانه ، سری ۴۷

تو هیچ وقت خیاط خوبی نخواهی شد ! ببین باز هم دلم را تنگ کرده ای .

در دیاری که همه دل شکنند به تو نازم که وجودت غم دل میشکند .

آسمان را به پاس خورشید ، باغ را به حرمت گل و تو را به خاطر قلب مهربانت دوست دارم .

یخ واسه اینکه آب رو خنک کنه خودش رو فدا میکنه ، آهای رفیق ، یخ روزگارتم !

بگو با من چه کردی مهربانم / که ابری شد تمام آسمانم / بیا آتش بزن خاکسترم کن / بدون تو نمی خواهم بمانم .

مرا از شهر بیرون می پسندی / مرا مجنون مجنون می پسندی / نمیدانم چرا ای خنده ی محض / مرا با دیده ی خون می پسندی .

در محکمه ی عشق کنم از تو شکایت به خدایت / گویم که مرا کشت ، همین مهر و صفایت .

خدایا ! دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود .

نقاش خوبی نبودم اما این روزها به لطف تو انتظار را دیدنی میکشم .

با همین دست به دستان تو عادت کردم / این گناه است ولی جان تو عادت کردم / جا برای من گنجشک زیاد است اما / بر درختان خیابان تو عادت کردم / گرچه گلدان من از خشک شدن میترسد / به ته خالی لیوان تو عادت کردم / مانده ام آخر این شعر چه باشد افسوس / بر نداشتن پایان تو عادت کردم .

اس ام اس عاشقانه،جملات عاشقانه

آوای باد انگار ، آوای خشکسالیست / دنیا به این بزرگی یک کوزه ی سفالیست / باید که عشق ورزید ، باید که مهربان بود / زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست .

بهر وجود سایه ی وجود تو ، سایه ی من وجود یافت / خیال من در طلب خیال تو ، غیر خیال تو نبافت .

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ، من هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد ، من نه عاشقم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید ، من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی میفهمد .

نگاهی کرد و من را در به در کرد / یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد / شکستی خورد و آمد تا بماند / ولی من رفته بودم ، او ضرر کرد .

حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست ، ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است .

یه زحمت برات داشتم ، قربونت از جلوی آینه گذشتی ، این دوست ما رو هم ببوس !

عشق به پروانه بیاموخت که اندر ره شمع / شیوه اش پر زدن و سوختن و ساختن است .

تو که عشقو تو ویرونی ندیدی / شب سر در گریبونی ندیدی / نمی دونی چه دردی داره دوری / تو که رنگ پریشونی ندیدی .

من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست / آرزویم نظری روی تو و دیدن توست / من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم / با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم .

چشم به قفل قفسی هست و نیست / بی تو در این خانه کسی هست و نیست / کیست که چون من به تو دل بسته است / مثل من ای یار کسی هست و نیست .