عشق را آنگونه که هست دیدم و تــــو را آنگونه که بودی
خواستم
تو را همین گونه که هستی میخواهم
چون همین گونه مرا عاشق خودت کردی
همینگونه مرا اسیر عشق و محبتهایت کردی
از وقتی آمدی ، آمدنت برایم یک حادثه شیرین در زندگی ام
بود

سایتی سراسر عاشقانه
عشق را آنگونه که هست دیدم و تــــو را آنگونه که بودی
خواستم
تو را همین گونه که هستی میخواهم
چون همین گونه مرا عاشق خودت کردی
همینگونه مرا اسیر عشق و محبتهایت کردی
از وقتی آمدی ، آمدنت برایم یک حادثه شیرین در زندگی ام
بود
دوست داشتن از عشق برتر است .
و من هرگز خود را
تا سطح بلند ترین قله ی عشق های بلند
پایین نخواهم آورد .
تو اینجایی !
کنار دستم ..
شانه به شانهی زندگیام تو اینجایی !
لابه لای زبان گنگ این
حروف ..
در فاصلهی بین سطرهایم ..
در ابتدای هر بند، لبخند به دست نشستهای نه
قصر می خواهم نه باغی سر سبز
تنها پنجره ای می خواهم رو به خوشبخت ترین
کوچه دنیا که گاهی فقط گاهی تو از آن میگذری…
تو هم که ندانی نسیم عطر تنت را به
همراه می آورد،
تو هم که نخواهی
“به یادت هستم
آسمان به آسمان،
کوچه به کوچه،
لحظه به لحظه
به قول سهراب:
کاش دانه های دلم همچون اناری پیدا بود…
تا می دیدی هر دانه،هزار دانه تو را دوست می دارد!هر کجا باشی جایت سبز،لبانت پر خنده باد!
و مرا همین بس که دوستت دارم…
مثل دیروز…
مثل امروز…
تا ته فرداها…
فقط برای اون:
می دانی…
بعضی ها را هرچه بخوانی…
خسته نمی شوی
بعضی ها را هرچه گوش دهی…
عادت نمی شوند..
بعضی ها را هرچه تکرار شوند..
باز بکرند و دست نخورده
دیده ای؟
شنیده ای؟
بعضی ها بی نهایتند.
و تو آن بی نهایتی