اس ام اس عاشقانه،جملات عاشقانه ،سری۱۳

دم به دم ساعت به ساعت خواهمت / گر خوشم یا ناخوشم در هر دو حالت خواهمت / گر زبانم را به جرم خواستنت بیرون کشند / آن زمان ای مهربان من با اشاره خواهمت .
 

واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی .
 

عاشقی چیزی برای هدیه نیست / طرح دریا و غروب و گریه نیست / عاشقی یک کلبه ی ویرانه نیست / صحبت از شمع و گل و پروانه نیست / عاشقی تنهای تنها یک تب است / بی تو مردن در سکوت یک شب است .
 

تو ناخدای عشقی ، من ساحلی غریبم / لنگر بزن مسافر ، من خاک هر رفیقم .
 

دلتنگ مباش ، من قلبم را سایه بان دلت کردم و چشمانم را در انتظار دیدنت .
 

نه چتر با خود داشتی ، نه روزنامه ، نه چمدان ، عاشقت شدم ! از کجا باید میفهمیدم مسافری ؟
 

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را / ولی من باز پنهانی خودت را آرزو کردم .
دوست داشتن نم نم باران است که کم کم می آید و به درازا می بارد ، چه زیباست اگر همواره اینگونه بباریم و ابر همیشه بهار آسمان محبت باشیم .
می خواستم بمانم ، رفتم ، می خواستم بروم ، ماندم ، نه رفتن مهم بود و نه ماندن ، مهم من بودم که نبودم ، این آیینه می شکند و به هزار تصویر تکثیر می شود ، حالا بگو سهم نداشته ام از این همه “تو” کدام است ؟
هرکه در سینه دلی داشت به دلدار فروخت / دل نفرین شده ی ماست که  تنهاست هنوز .

اس ام اس عاشقانه ،جملات عاشقانه ، سری ۹

چندیست که بیمار وفایت شده ام / در بستر غم چشم به راهت شده ام / این را تو بدان اگر بمیرم روزی / مسئول تویی که من فدایت شده ام .
 

میدونی چندتا دوستت دارم ؟ یه دونه ولی مردونه !
 

دنیا نباشد ! فقط کوچه ای باشد و باران و دوستی که زلال تر از باران است .
 

غزل غزل به یاد تو / قدم قدم به پای تو / ستاره های آسمون / یکی یکی فدای تو .
 

حکایت تو که دنیا را نیازرده ست / دلی گرفته در آیینه های افسرده ست / حکایت منه در مشت روزگار دچار / پرنده ای ست که پیش از رها شدن مرده ست .
 

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق / هم دعا کن گره ی تازه نیفزاید عشق / شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد / شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق .
 

به کلبه ی کوچک قلبم دعوتت می کنم تا بدانی در اجاق سرد دل چیزی جز یاد تو نمی سوزد .
 

وقتی از دوری تو تموم میشه تحملم / توی دلم داد میزنم خیلی دوست دارم گلم .
 

کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می یافتی ، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای درهم شکستن من .
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی ، ای شکوه بی پایان ، ای طنین دل انگیز ، من می شنوم ، به آسمان بگو که من می شکنم هرآنچه که تو را شکسته و می شنوم هرآنچه در سکوت تو نهفته !