اس ام اس عاشقانه ، جملات عاشقانه ، سری ۳۰

از دوری تو دلی پر از غم دارم / وز غصه ی تو همواره ماتم دارم / گر حق بدهد به من همه ملک وجود / گویم که گل روی تو را کم دارم .
 

آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست / یوسف عوض شده ست ، زلیخا عوض شده ست / حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق / من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست .
 

تا غروب این زمین تا طلوع واپسین در کتاب خاطراتم ماندگاری نازنین .
 

ابرها به آسمان تکیه می کنند ، درختان به زمین و انسانها به مهربانی یکدیگر .
 

ویران شد از نگاهت بنای استوار دلم ، حالا تو تنها ستون این ویرانه ای .
 

من برگ تو هم عابری و عشق قدمهایت / دل میبری و میگذری ، ای جانم به فدایت .
 

تو را دیدم دلم بر باد کردم / برای دیدنت فریاد کردم / ندانستم که عشق اول جمیل است / تمام هستی ام بر باد کردم .
 

اگر قلبم از چوب بود ، آن را به آتشکده ی چشمانت می سپردم !
 

نیستی کم نه از آیینه نه حتی از ماه / که ز دیدار تو من تشنه ترم تا از ماه / من محال است به دیدار تو قانع باشم / کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه .
 

خوشا آنان که در بازار گیتی / خریدار وفا بودند و هستند / خوشا آنان که در راه رفاقت / رفیق با وفا بودند و هستند .

اس ام اس عاشقانه،جملات عاشقانه سری ۱۲

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند / معنی کور شدن را گره ها می فهمند / یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن / چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند .

گل سرخ و سپیدم کی میایی / بنفشه برگ بیدم کی میایی / تو گفتی گل در آید من میایم / گل عالم تموم شد کی میایی ؟

میدونی فرق عزیز و دلتنگ چیه ؟ دلتنگ کسیه که پیام میده ، عزیز کسیه که پیام میخونه !

بی تو از کاروان عشق ، من جا مانده ام / از شکرانه ی نعمتی چون تو ، در مانده ام .

به حرمت خاطرمون ، به دوری فاصلمون / به تنگی رابطمون ، دلتنگتم ای مهربون .

با تو غزل ستاره ها نورانیست / دل در نگاه تو ، زندانیست / نگذر ز بهار ، باغ احساس / چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست .

خدایا چرا برای چیدن یک گل ، منت صد خار را باید کشید ؟

آواز پرندگان مهاجر را بدرقه ی راهت میکنم تا بدانی همیشه منتظر آمدنت می مانم .

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من / دل من داند و من دانم و دل داند و من / خاک من گل شود و گل شکفد از گل من / تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من .

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد / که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد / لب تو میوه ی ممنوعه ولی لبهایم / هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد / خواستند بگویند از تو شبی شاعرها / عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد .