تمام دنیا هم که بروند

تمام دنیا

تمام دنیا هم که بروند
تمام دنیا هم که نباشند تمام دنیا هم که مرا نخواهند
تمام دنیا هم که آوار شود بر سرم تمام دنیا هم که دل خراب مرا خرابتر کنند

تو هستی

آغوش تو باشد ، بوسه‌‌های تو باشد ، همین برای یک عمر زندگی‌ کافیست…

دلتنگی درد دارد

deltang-98love

من ماندم و ۱۶ جلد
لغت نامه که هیچ کدام از واژهایش
مترادف “دلتنگی” نمیشود…
کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد!!
درد دارد…

۱۴۵, زهر شیرین

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
که نامی خوش‌تر از اینت ندانم.
وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،
به غیر از زهر شیرینت نخوانم.

تو زهری، زهر گرم سینه‌سوزی،
تو شیرینی، که شور هستی از توست.
شراب جام خورشیدی، که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.

لطفا ادامه مطلب …..

ادامه خواندن “۱۴۵, زهر شیرین”

۱۴۴, اسم دلم

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

لطفا ادامه مطلب ….

ادامه خواندن “۱۴۴, اسم دلم”

۱۴۳, خواب اخر

وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنم
زیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم

از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود
عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود

گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو
….

لطفا ادامه مطلب …

ادامه خواندن “۱۴۳, خواب اخر”

۱۴۲,رویاهای بر باد رفته

از یک جایی به بعد آلیس می‌شوی در عجایب سرزمینی
که جز خاطره پای هیچ عصایی به آنجا باز نمی‌شود.

از یک جایی به بعد به خودت که می‌آیی پر شدی از رفت و آمد رویاهای پابرهنه‌ای
که اعتبارشان نسبت مستقیم دارد با آرزوهای خطور نکرده در سر واقعیت!

از یک جایی به بعد خارج از فهم جوانی و پیری خاطره در تو دلقکی می‌شود
که زورش دیگر به اتمام یک سیرک خنده‌دار نمی‌رسد..

لطفا ادامه مطلب ….

ادامه خواندن “۱۴۲,رویاهای بر باد رفته”